خلاقیت، واژه ای که احتمالا همه ما بارها و بارها شنیده ایم و شاید مفهوم آن را به درستی درک کرده باشیم. اگر با انسان هایی که دستاوردهای بزرگی در زندگی داشته اند گفتگویی داشته باشید، خیلی زود متوجه خواهید شد که آنها محصول یا خدمات جدیدی را به دنیا معرفی کرده اند و یا نیازی به شکلی جدید و البته کاربردی پاسخ داده اند. این یکی از تفسیر هایی است که از خلاقیت می شود. خلاقیت شاید تنها یک واژه باشد اما مانند دیگر واژه های بنیادی و ارزش آفرین، تفسیرها و معانی گوناگونی در ابعاد مختلف زندگی دارد. 

شاید هر حرف این واژه دنیای خود را داشته باشد و من دوست دارم خلاقیت را با زبان ادبیات اینگونه بیان کنم:
خلاقیت: خردی لایق استفاده قدرت یکپارچه تو

پیش از خواندن ادامه این مقاله لطفا یکبار دیگه خلاقیت را معنا کنید. همه مخلوقات دارای قدرتی هستند و از این قدرت که برگرفته از استعدادها و آموزش های آنها است، در زندگی خودشان در ابعاد مختلفی استفاده می کنید. همانطور که می دانید دریا را قطره ها می سازند. در واقع وجود دریا از قطره هاست. به زبان ساده تر قطره خود دریاست. خلاقیت خردی است که لایق تمام توانمندی ها برای استفاده در ابعاد مختلف زندگی است. این دریا یا همان خلاقیت است که شما را آماده مواجه با تمامی چالش های زندگی می کند. دریا آرام است و قدرتمند. دریا بزرگ است. بزرگی دریای خلاقیت شما را توان شما می سازد. توانمندی هایی که با خردی لایق آن توامندی ها، یکپارچه می شوند تا تمام کشتی های زندگی شما به راحتی و ایمن از آن عبور کنند و یا در آن به گشت زنی بپردازند. خیلی چیزها در دریا غرق می شوند، مثل خشم، کینه ولی دریا هرگز غرق نمی شود. اگر خلاقیت را دریا در نظر بگیریم، ببینیم قطره های آن چیست؟

خرد:

در ادبیات خرد اینگونه معنا می شود: خرد داشتن دانش، شعور، فهم، تجربه و بصیرت اکتسابی و نیز فهم ذاتی به همراه قابلیت کار بستن آنهاست. خرد بصورت مطلق و تنها معنی دانش یا شعور و تجربه نمی دهد بلکه همه آنها به شکلی درست در ترتیبی صحیح است. اولین گام برای داشتن خلاقیتی سزاوار داشتن خردی سزاوار است. هرگز نمی توانید بدون پی ریزی درست یک ساختمان با شگوه داشته باشید. بنابراین برای خردی شایسته، باید دانش، تجربه، شعور و فهم برای استفاده از آن داشته باشیم. ارزش یک واقعیت را تاثیر آن در زندگی ما تعیین می کند. بنابراین اگر خردی باعث نابودی و ضد ارزش آفرینی شود، خرد نیست، توهم داشتن خرد است.

لایق:

در فرهنگ دهخدا واژه لایق سزاوار، شایسته و زیبا معنی شده است. پر واضح است که دانش، تجربه و فهمی که زیبایی نسازد، لایق نیست و خردی که لایق نباشد، همانطور که اشاره شد می تواند نام های گوناگونی داشته باشد اما قطعا خرد نیست. این واژه در تعبیر معنا وام دار هم هستند و جدا نشدنی.

استفاده:

در زندگی خود انسانهای زیادی را دیده ام که ایده های جذابی داشته اند ولی متاسفانه درصد بسیار زیادی از آنها هم اکنون کارمند بخش خصوصی و یا دولتی هستند و تقریبا ایده خود را تا حد زیادی فراموش کرده اند و این تجربه سمی را با دیگران به اشتراک می گذارند. آنها به دیگران می گویند اینجا ایران است و کسی حمایت نمی کند و یا پول نداشته باشی، ایده هم نداشته باش. ولی شاید حقیقت تلخی که به آن آگاه نیستند این است که ایده به تنهایی چندان ارزشی ندارد و این داشتن و پاسداشت ایده و روش اجرای آن است که آن را ارزشمند می کند. در مورد خرد لایق نیز حقیقت همین است. اگر خردمند هستید و از آن استفاده نمی کنید، ارزشی خلق و یا حفظ نکرده اید. بنابراین باید از خرد لایق خود برای آفرینش شایستگی ها استفاده کنید.

قدرت:

این واژه تقریبا برای همه محبوب است. برخی معتقدند چیزی که برای انسان ها ارزشمندتر از پول است، قدرت است. در فرهنگ لغات قدرت به معانی نفوذ و سلطه بیان شده است. شاید این منطقی ترین معنی قدرت باشد. نفوذ به هر چیزی و سلطه بر آن. هر نفوذی و سلطه ای زیبا نیست و اگر گام نخست که همان خرد لایق است همراهش نباشد، ویرانگر خواهد بود. چقدر شکوهمند است که این قدرت نفوذی در عمق توانمندی ها و استعدادهای شما باشد و بتوانید بر همه آنها مسلط شوید. در اینصورت می بینید که چگونه هر کدام از آنها با خرد لایق شما، رویاهای شما اهداف و اهداف شما را تبدیل به خاطرات شما می کنند.

یکپارچه:

می خواهم برگردم به مثال همان انسان های ایده پرداز. بر اساس آماری که مرکز مطالعات انسانی چندین کشور توسعه یافته منتشر کرده اند، در جهان بیش از 96 درصد استارت آپ ها در نهایت با شکست مواجه می شوند. نکته جالبی که در توضیح این رویداد تلخ آمده این است که یکی از دلایل اصلی این عدم موفقیت نبود کار تیمی و هماهنگی است. در این گزارش آمده آنها از تمام توانمندی ها و امکانات تیم خود درست و کامل استفاده نمی کنند. این سه واژه، معانی است که معین در فرهنگ خود برای یکپارچه گفته است. بنظر من ما خیلی شبیه استارت آپ ها هستیم چون ما هم مثل استارت آپ ها دارای توانمندی ها و استعدادهای گوناگونی هستیم که در زندگی خود همه چیز را برای نخستین بار تجربه می کنیم و برای همین است که بارها و بارها زمین می خوریم تا بتوانیم راه برویم و این زمانی محقق می شود که از حواس 5 گانه خود، تحلیل مغزی و نیروی پاهای خود درست و کامل استفاده کنیم و ادامه حتی می دویم و بعضی از ما در مسابقات دو میدانی شرکت می کنیم. می دانیم که دریایی که قطره هایش از هم جدا باشند دیگر دریا نیست.

تو:

واقعا انتظار دارید که واژه تو را هم توضیح دهم!!! نوبتی هم باشد، نوبت شماست. یک پیشنهاد دارم. شما تو را برای من توضیح بدین. بگین خودتان کی هستید. توانمندی ها و استعدادهای شناخته شده تان چیست. چی شد این مقاله را خواندید و چه شد که تا اینجا ادامه دادین. شاید این پرسشی ساده باشد اما اگر عمیق به آن پاسخ دهید، شگفت زده خواهید شد که چرا دریای خود را تا کنون نشناخته بودید.

تا اینجا با هم معنای خلاقیت را مرور کردیم. این تازه نخستین گام است. یادتان باشد خلاقیت پذیرش می خواهد زیرا به گفته ری بردبری، به معنی خاموش کردن تفکر عقلانی است. بعضی می گویند حقیقت نزدیکترین حدس ذهن شما نسبت به یک رویداد است. اگر می خواهید خلاقیت خود را پرورش دهید باید بتوانید فراتر فکر کنید. مانند گالیله که با تفکری بالاتر، منطق و علم پذیرفته شده زمان خود را زیر سوال برد و قوانین جدیدی را به وجود آورد. او منطق و علم خود را جایگزین علم و منطق چندین ساله کرد. مانند او در تاریخ بسیارند و شاید خیلی نزدیک به شما. ممکن است شما این مقاله را با گوشی آیفون خود مطالعه می کنید که میوه خلاقیت استیو جابز در دنیای فناوری بود.

در این رشته مقالات با هم لباسی از خلاقیت خواهیم دوخت در ابعاد مختلف زندگی خود خواهیم پوشید.

ادامه دارد...

نویسنده: امیر و مریم غفار