زمانی که همسرتان با افسردگی دست و پنجه نرم می کند اینکه تنها بخواهید در یک گوشه بنشینید و کاری انجام ندهید برایتان ناامیدکننده خواهد بود. به نظر می رسد هر تلاشی که می کنید رد شده، شرایط بدتر شده یا حتی نادیده گرفته می شود. حتی ممکن است به نوعی برای افسردگی همسرتان خود را مقصر بدانید. اما شما تنها نیستید.

افسردگی یک بیماری انزوا است که می تواند تاثیری منفی روی روابط داشته و باعث شود کسانی که دوستشان دارید احساس ناامیدی و ترس داشته باشند.

وضعیت روحی فرد در افسردگی شدید اغلب با احساس ناراحتی، ناامیدی، نداشتن انگیزه یا حسی برای هیچ کار توصیف شود اما می تواند شامل عصبانیت مداوم نیز باشد. حملات خشم و سرزنش کردن دیگران اتفاق رایجی است. انزوای اجتماعی و نداشتن علاقه یا لذت بردن از چیزهای دیگر اغلب در میان افراد افسرده متداول است. اعضای خانواده متوجه می شوند فرد افسرده دیگر به دنبال یافتن هیچ لذت و تفریحی برای خودش نیست.

تمام این فاکتورها می توانند شناختن اینکه چطور می توان به یک فرد افسرده کمک کرد را دشوار سازد. اما حمایت شما اهمیت زیادی دارد. شما نمی توانید افسردگی همسر خود را درمان کنید اما می تواید در مسیر بهبود به او کمک کنید.

در مورد افسردگی کمی یاد بگیرید.


با وجودی که مشخصه ی لازم برای اختلال افسردگی حداقل مدت زمان دو هفته است که در ان فرد دچار حالت افسردگی بوده و هیچ علاقه یا لذتی را تجربه نکند اما باید بدانید افسردگی یک وضعیت ثابت نیست. افراد مبتلا به افسردگی ممکن است روزهای خیلی خوبی هم داشته باشند، حتی چندین روز خوب را پشت هم تجربه می کنند، اما ناگهان بار دیگر وضعیت خلقی خیلی افسرده را تجربه می کنند. افسردگی همیشه با بالا و پایین هایی همراه است که ممکن است نزدیکان فرد آن را درک نکنند.

افسردگی می تواند شامل علائم زیر باشد.

  • اضطراب یا پرخاشگری
  • علائم فیزیکی بدون دلیل
  • مشکل در فکر کردن، تمرکز یا تصمیم گیری
  • نداشتن علاقه یا لذت نبردن از فعالیت های عادی
  • اختلالات خواب (خوابیدن خیلی زیاد یا خیلی کم)
  • احساس ناراحتی، ناامیدی یا تمایل به گریه کردن
  • تغییرات در اشتها (از جمله افزایش یا کاهش وزن)
  • خستگی (حتی کارهای کوچک نیاز به زمان زیادی دارد)
  • فکر کردن مکرر به مرگ، از جمله افکاری در مورد خودکشی
  • احساس بی ارزش بودن یا حس گناه (از جمله تفکر زیاد به اتفاقات گذشته)

اولین گام مهم در کمک کردن به همسرتان می تواند درک بیماری او باشد. علائم افسردگی می توانند متغیر باشند و به مرور زمان تغییر کنند. شما می توانید در مورد افسردگی مطالعه کرده یا برای دریافت اطلاعات بیشتر با یک مشاور متخصص مشورت داشته باشید اما بهترین راه برای درک اینکه همسر شما چطور افسردگی را تجربه می کند این است که سوالات با پاسخ های توضیحی از او بپرسید و با همدلی به حرف های او گوش دهید.

در کنار او حضور داشته باشید.

شاید حس کنید بهترین راه برای مفید بودن یافتن بهترین درمان در دسترس در منطقه ی شما، یافتن گروه های حمایتی یا صحبت با افرادر دیگری است که با افسردگی مبارزه می کنند تا متوجه شوید چه چیزی می تواند بیشترین کمک را به شما بکند. اما گاهی بهترین کاری که شما می توانید برای همسر خود انجام دهید تنها حضور داشتن در کنار اوست.

شما پاسخ تمام سوالات او را نمی دانید و این اصلا ایرادی ندارد اما کاری که می توانید بکنید این است که نشسته و به او گوش دهید. می توانید دستان همسر خود را نگه دارید، او را بغل کنید و در کنارش حضور داشته باشید. می توانید با جملات تشویق کننده به او پاسخ دهید:

  • من به خاطر تو اینجا هستم.
  • تو برای من اهمیت زیادی داری.
  • ما با هم از این مشکل عبور می کنیم.
  • به من بگو برای کمک کردن به تو می توانم چه کار کنم؟

او را تشویق به درمان کنید.

برای بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی، علائم به قدری شدید هستند که باعث شوند مشکلات قابل توجهی در فعالیت های روزانه ی فرد ایجاد شود، از جمله کار، مدرسه، فعالیت های اجتماعی یا روابط. برخی دیگر حتی شاید متوجه نباشند دچار افسردگی شده اند. آن ها ممکن است متوجه علائم افسردگی نشده و فکر کنند احساسات آن ها تنها چیزی است که باید آن را تحمل کنند.

اغلب اوقات این افراد حس می کنند تنها باید کاری کنند تا حس بهتری داشته باشند اما افسردگی بدون درمان خودش تشدید خواهد شد. شما تنها با تشویق همسر خود به درمان و حضور داشتن در کنار او در طول جلسات دیدار با پزشک می توانید به او کمک کنید.

با انجام دادن کارهای زیر همسر خود را تشویق به ادامه دادن و دریافت روال درمانی کنید:

  • نگرانی خود را بیان کنید.
  • علائمی که متوجه آن می شوید را با او در میان بگذارید.
  • چیزهایی که در مورد افسردگی یاد گرفته اید را با او مطرح کنید.
  • به او بگویید می خواهید کمکش کنید، از جمله گرفتن وقت پزشک برای او
  • در مورد گزینه های درمانی با هم حرف بزنید مانند روان درمانی، داروها و تغییرات در سبک زندگی.

در خانه محیطی حمایتی برای او ایجاد کنید.

شما باید حتما به یاد داشته باشید افسردگی همسر شما تقصیر هیچکسی نیست، در حالی که شما نمی توانید این مشکل را حل کنید اما حمایتتان به او کمک می کند در این روزهای سخت بتواند روی درمان خود کار کند.

تغییرات در سبک زندگی می تواند در طول روال درمان تفاوت بزرگی را ایجاد کند. از آنجایی که افسردگی انرژی فرد را گرفته و روی هردوی خواب و اشتهای او اثر می گذارد برای افراد افسرده سخت است بخواهند انتخاب های سالمی داشته باشند. شما می توانید به او کمک کنید:

  • روی تغذیه ی سالم تمرکز کنید. همسر خود را در این برنامه درگیر کرده و با هم غذاهای سالم بپزید تا او تشویق به داشتن انتخاب های غذایی سالم تری شود.
  • باهم ورزش کنید. ورزش روزانه می تواند وضعیت روحی شما را بهبود بخشد. می توانید برای پیاده روی روزانه یا دوچرخه سواری برنامه بریزید تا او را دوباره به ورزش کردن برگردانید.
  • به او کمک کنید در برنامه ی درمانی اش بماند. هر زمان ممکن بود برای دیدار با پزشک با هم بروید و در اتاق انتظار کنار او بمانید. روان درمانی در مراحل اولیه می تواند از نظر روحی برای فرد خسته کننده باشد. داشتن یک حامی به او کمک خواهد کرد.
  • محیطی بدون استرس برای او ایجاد کنید. داشتن روال های روزانه باعث می شود فرد افسرده حس کند روی کارهای روزانه ی خود کنترل بیشتری دارد. یک برنامه ی روزانه برای مدیریت وعده های غذایی، داروها و کارهای خانه داشته باشید.
  • باهم برنامه بریزید. افسردگی می تواند باعث از دست دان علاقه به فعالیت های لذت بخش شود. در این مرحله گاه افراد افسرده از تعاملات اجتماعی اجتناب می کنند. یک برنامه ی هفتگی برای دیدن یک فیلم، رفتن به کوهنوردی یا حتی انجام بازی های تخته ای داشته باشید. از کم شروع کنید تا به همسر خود کمک کرده باشید دوباره به اجتماع برگردد.
  • او را تقویت مثبت کنید. وقتی فرد احساس ناامیدی می کند می خواهد خود را ظالمانه و سخت قضاوت کند. مرتبا نقاط قدرت و بهبود را به او یادآور شوید تا بتواند پیشرفت خود را ببیند.

روی اهداف کوچک تمرکز کنید.

افسردگی باعث احساس گیجی و پریشانی می شود. وقتی فردی دچار افسردگی شدید است، حتی بلند شدن از تختخواب می تواند برای او یک کار خیلی سخت به نظر برسد.

شما می توانید با مشخص کردن اهداف روزانه و دستاوردهای هر روز به همسر خود کمک کنید.  کارهای بزرگ تر را ( مانند درخواست برای یک شغل جدید ) به چند کار کوچکتر تقسیم کنید ( به روز کردن رزومه، تحقیق در مورد کارهای موجود ...). این کار کمک می کند همسر شما بتواند گام های کوچکی در مسیر بازگشت به فعالیت های عادی روزانه بردارد. برای کسانی که حتی هر روز برای بلند شدن از تختخواب مشکل دارند می توانید در این برنامه روی بلند شدن، دوش گرفتن و خوردن یک وعده صبحانه ی سالم تمرکز کنید. همسر شما با درمان ها بهبود خواهد یافت اما شما باید صبور باشید و زمانی که در وضعیت افسردگی قرار دارد او را درک کنید.

علائم هشداردهنده ی خودکشی را بشناسید.

خطر خودکشی همیشه در طول اختلال شدید افسردگی افزایش می یابد. شما باید پرچم های قرمز را شناخته و فورا به سراغ درمان های پزشکی بروید:

  • صحبت کردن در مورد خودکشی
  • تهیه ی وسایلی برای خودکشی مانند خریدن یک اسلحه یا جمع کردن قرص ها
  • تغییرات خلقی شدید؛یک روز خیلی شاد بوده و روز بعد شدیدا ناراحت است.
  • انزوای اجتماعی
  • خداحافظی کردن
  • احساس گیجی و ناامیدی
  • داشتن تغییرات شخصیتی
  • دادن وسایل خود به دیگران
  • درگیری شدید به افکار خودکشی
  • تغییرات قابل توجه در روال های عادی روزانه
  • شرکت در فعالیت های خطرناک یا آسیب زننده، مثل مصرف مواد یا الکل یا رانندگی پرخطر

مراقبت از فردی که دچار افسردگی است از نظر روحی برای مراقب او سخت خواهد بود. حتما باید تمرین هایی برای مراقبت از خودتان داشته و در طول این زمان شبکه ی حمایتی خود را افزایش دهید.

علائم افسردگی را به خودتان نگیرید.

یکی از علائم کلیدی افسردگی این است که هیچ چیز مانن واقعیت برای فرد به نظر نمی رسد. همه چیز بدتر از ان که هست به نظر می رسد و بعضی روزها حتی بلند شدن از تختخواب می تواند برای او خیلی سخت باشد. وقتی فرد مبتلا به افسردگی در یک رابطه است این بی حالی می تواند به چیزهای دیگر نیز منتقل شود مثل رفتن برای قرارهای ملاقات، داشتن رابطه ی جنسی یا حتی داشتن مکالمات عادی. وقتی به نظر می رسد همسر شما علاقه ی خود به المان های ضروری یک رابطه را از دست داده است این مسئله می تواند برای شما آسیب زننده باشد. به احتمال زیاد فکر می کنید دلیل اینکه به این کارها علاقه ندارد این است که نمی خواهد ان را با شما انجام دهد.

بخشی از مشکل این است که علائم افسردگی مستقیما متناقض با خصوصیات یک رابطه ی سالم و موفق می باشد. اگر رابطه ی شما خوب است هردو باید مثبت باشید. شما باید چیزهای جدیدی را در کنار هم امتحان کنید. باید با افراد دیگر زندگی اجتماعی فعالی داشته باشید. باید مرتبا رابطه ی جنسی برقرار کنید. مسلما کسی نمی گوید یک رابطه ی خوب زمانی است که همسر شما وقتی از محل کار می آید صحبت زیادی نکند، برای چند ساعت فیلم ببیند و سپس بخوابد. این رفتارها را کسانی که در روابط عادی هستند علائم هشداردهنده می نامند.

برنامه ای برای مقابله با افسردگی در کنار هم داشته باشید.


شما نباید علائم افسردگی را به خودتان بگیرید اما نباید به آن بی توجه باشید. این حقیقت که افسردگی می تواند انگیزه ی همسر شما برای رفتاری عاشقانه را از بین ببرد به این معنا نیست که بی توجهی شما به او آسیبی نخواهد زد. اگر همسرتان مریض بوده یا آسیبی دیده بود شما برای آن اظهار تنفر یا رنجش نمی کردید بلکه برای دریافت درمان به همسر خود کمک می کردید. افسردگی نیز تفاوتی ندارد.

روابط عاشقانه و حمایتی می توانند مزیت بزرگی برای کسی که از افسردگی رنج می برد باشند. با ایت وجود اگر هردو برای برخورد سازنده با بیماری تلاش کنید موثر خواهد بود. این ها علاوه بر درک همسر خود، شامل برداشتن گام هایی موثر برای برخورد با مشکل او می باشد. انجمن افسردگی و اضطراب راه های متنوعی برای انجام این کار دارد ( اگاه کردن خودتان در مورد افسردگی، تشویق همسرتان به دنبال کردن اهداف خود، دنبال کردن پیشرفت ) اما یکی از بهترین راه ها رفتن به جلسات درمانی همراه با هم است

توجه: مطالب  سایت شاورنو تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به مشاور روانشناسی یا روانپزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

در مرکز مشاوره تلفنی هوشمند شاورنو  و اپلیکیشن مشاوره تلفنی هوشمند شاورنو می توانید به راحتی با مشاوران منتخب و حرفه ای خود مشورت کنید و کیفیت روابط خود را ارتقا دهید.