وقتی کسی احساس کسالت می کند، سرش را به دستش تکیه می دهد. پلک هایش نیمه باز است و قبل از اینکه متوجه شوید، شروع به چرت زدن می کند. تکیه دادن سر به دست، یادآور دوران کودکی است که هنگام خستگی کسی سرتان را نگه می داشت. در این حالت سر را به کف دست تکیه می دهید، چرا که آنقدر در سر احساس سنگینی می کنید که نمی توانید بدون تکیه دادن، آن را راست نگه دارید.

کفِ دست، مانند بالش زیر گونه قرار می گیرد و چانه با خم شدنِ سر، پایین می آید. افراد معمولا هنگامی کسل می شوند که به کاری که انجام می دهند تمایلی ندارند یا آن کار پاسخگوی توانایی های شان نیست. حتی ممکن است احساس خستگی و بی حالی کنند.

هر زمان که احساس خستگی کردید، با این فکر که تنها نیستید، به خود آرامش دهید. شما می توانید نشانه های کسالت را در خود و دیگران تشخیص دهید.

اگر می خواهید تشخیص دهید که فرد مقابل از حرف های شما کسل شده است یا نه، به چشم هایش نگاه کنید. اگر چشمان فرد مقابل که سرش را به دستش تکیه داده است برق بزند، احتمالا در حال فکر کردن است. اما اگر نگاهش خیره و بی روح باشد احساس خستگی و ملالت می کند.

تکیه دادن سر به دست

شخص متفکر احتمالا دستش را روی صورتش قرار داده و چانه اش را به کف دست تکیه می دهد، یا اینکه انگشتان اشاره اش را روی گونه اش و هم زمان انگشتان دیگرش را زیر دهانش می گذارد. این حرکت مخصوص حالت ارزیابی است و نشان می دهد که شخص مشغول به فکر کردن به انجام کار بعدی است.

اگر فردی که در فکر فرو رفته، خود را از کسی که در حالت صحبت است عقب بکشد نشان می دهد که نسبت به او نگرشی بدبینانه و انتقادی و منفی دارد.

وقتی برای سخنرانی در سمینارها و کنفرانس ها دعوت می شوم، اطمینان دارم که حداقل یک سوم حضار، سرشان را به دستان خود تکیه می دهند. کسانی که مشتاقانه به صحبت های من گوش می دهند به جلو متمایل می شوند و کسانی که به عقب تکیه می دهند و دستان شان را زیر سرشان می گذارند منتظرند تا ببینند چه پیش می آید. آنها کمی مرددند و نیاز دارند بیشتر متقاعد شوند.

(منبع: زبان بدن به زبان آدمیزاد، الیزابت کونکه)