با وجود حجم زیاد کار که باید به طور عادی هر روز در خانه انجام شود، گرایش همگانی برای اغراق شدید درباره ی کاری که باید انجام شود و وقتی که صرف آن می شود وجود دارد. قبل از آنکه با عصبانیت به من  بگویید: “گفتن این حرف آسان است. حجم کارهای من اغراق آمیز نیست!” اقرار می کنم خودم از همه بدتر هستم.

من چندین بار خود را هنگام بیان جملاتی مانند: “تمام روز مشغول نظافت بودم.” یا “چهار ساعت طول کشید تا اتاق زیرشیروانی را نظافت کنم.” گیر انداخته ام در حالیکه شاید انجام این کار حداکثر فقط چند ساعت طول کشیده باشید یا شاید در اتاق زیر شیروانی یکی دو ساعت وقت تلف می کردم.

یکی از دوستانم عادت داشت به فرزندانش بگوید: “من تمام روز به شما غذا می دهم.” حقیقت داشت که او واقعا تمام روز درگیر فرزندانش بود و تغذیه ی آنها قسمت مهمی از کارهای او را تشکلیل می داد؛ اما طبق قرار خودش فقط حدود یک ساعت و نیم از روز را صرف تهیه، تغذیه و نظافت بعد از غذا می کرد. این مساله خیلی مهم است، زیرا وقتی شما در صرف مقدار انرژی برای فعالیت های مختلف اغراق کنید، گویا زندگی شما فقط از زحمات و کارهایی که باید انجام دهید تشکیل شده است و به همین دلیل سخت و دشوار به نظر خواهد رسید.

متاسفانه انجام این کار نشانه ی وضعیتی است که بیشتر از هر کس دیگری مشغول به نظر برسیم و به دوست، همسر و فرزند از حجم کارهایی که انجام می دهیم شکایت کنیم.

واقعا نمی شنویم کسی اقرار کند که نیم ساعت استراحت کرده یا مجله ای را روی تختش مطالعه کرده است یا مدتی با یکی از دوستانش تلفنی صحبت کرده است، در حالیکه این فعالیت ها هم ممکن است قسمت کوچکی از روز شما را اشغال کرده باشند.

در نظر اول شاید قدری اغراق در مورد حجم کار خانه امری مهم به نظر نرسد؛ اما وقتی با دقت بیشتر بررسی کنید، واقعیت های عجیبی را متوجه خواهید شد. با اغراق در مورد حجم کارها، انرژی فکری زیادی صرف این امر می شود و آن را از حد و تناسب خارج می کند و زندگی را از آنچه هست دشوارتر از آنچه هست، می نماید.

 این امر باعث می شود به حال خود تاسف بخورید و احساس کنید همدم و یاوری ندارید. اغراق کردن (یادآوری این موضوع که چه میزان کار برای انجام دادن دارید و تا به حال چقدر کار کرده اید و برای انجام همه ی آنها چقدر وقت کم می آورید) در بروز احساس خستگی فکری و بدنی موثر است و در نهایت، با از بین بردن صبر و دید صحیح، حس سپاسگزاری شما را از بین می برد.

به عبارت دیگر، به جای آنکه بپذیرید از خانه ی خود بعنوان جزئی از یک کل مراقبت کنید، شما را وادار می کند که به جای آنکه داشتن خانه را یک امتیاز بدانید، به حجم کاری که داشتن خانه در بر دارد تاکید کنید، بینش کلی تر خود را از دست بدهید و بالاخره دچار رنجش خاطر شوید.

مجدد تاکید می کنم که منظور من این نیست که در خانه، کار زیادی برای انجام دادن وجود ندارد، باور کنید، به خصوص در این مورد با شما موافق هستم! و ارزش هیچ کس از مرد یا زن را در انجام این وظیفه ی دشوار نادیده نمی گیرم؛ اما حقیقت این است اگر از اغراق در مورد حجم کارهای تان دست بکشید، استرس شما در این رابطه تا حد زیادی کاهش می یابد. شما می توانید از اوقات استراحت و وقت آزاد خود نهایت لذت را ببرید و قدرشناس آن باشید.

به جای تاکید بر این حقیقت که زندگی چیزی جز انجام کارهای روزانه نیست، سعی کنید این عادت (اغراق در مورد حجم کارها) را کنار بگذارید تا بتوانید بر شادی های زندگی تمرکز بیشتر کنید.

از کاه کوه نسازید، دکتر ریچارد کارلسون