عملکرد شما در بیرون همیشه با تصویر ذهنی موجود در درون شما سازگار است. تصویر ذهنی شما از تصاویری تشکیل شده است که قبل از هر حادثه ای آن را به ذهن خود راه می دهید. اما خبر خوش این است که شما همیشه کنترل ذهنی خود را در اختیار دارید. می توانید ذهن خود را با تصاویر مثبت و جالب تغذیه کنید. انتخاب همیشه با شماست.

تقریبا آنچه را که در زندگی به آن دست یافته اید یا نتوانسته اید که به آن دست پیدا کنید، ناشی از استفاده کردن یا نکردن از تصویر ذهنی است. اگر به گذشته نگاه کنید، متوجه می شوید آنچه را که به شکل مثبت تصویر سازی کردید، سرانجام در مورد شما درست از آب درآمد.

شما مجسم کردید که مدرسه را تمام می کنید و همین کار را کردید. تصور کردید که نخستین اتومبیل خود را سوار شدید و این اتفاق افتاد، اولین رابطه ی عاشقانه ی خود را تصور کردید و شخص مورد نظرتان را یافتید. تصور کردید که به مسافرت می روید، شغلی پیدا می کنید، صاحب آپارتمانی می شوید یا لباس های خاصی را خریداری می کنید و همه ی اینها درست از کار درآمد.

شما از قدرت تصویرسازی در تمامی مراحل زندگی خود استفاده کرده اید. اما مساله اینجاست که اغلب مردم از تصویرسازی به درستی استفاده نمی کنند، گاه برای اینکه به خود کمک کنند و گاه برای اینکه خودشان را رنج بدهند.

هدف شما باید این باشد که کنترل کامل فرآیند تصویر سازی خود را به دست بگیرید. باید ذهن شما و تصاویر ذهنی شما پیوسته متوجه چیزهایی که می خواهید و شخصی که می خواهید به او تبدیل شوید، باشد.

جورج واشینگتن

جورج واشینگتن، اولین رئیس جمهور آمریکا، در نظر اغلب صاحب نظران در شکل دادن به جمهوری آمریکا مرد حیاتی ای بود. او در خانه ی کوچکی متولد شد و در شرایط نه چندان مناسبی بزرگ شد. با این حال، او در کودکی از بلندپروازی فراوان برخوردار بود. او تصمیم گرفت شخصیت و منشی داشته باشد که بتواند در جامعه موفق شود.

راهنمای او در زندگی کتابی بود که به ۱۳۰ قاعده و روش برای رسیدن به کمال اشاره کرده بود. او این کتاب را بارها و بارها مطالعه کرد و مطالب آن را به حافظه سپرد. بعد از آن، رفتارش با مردم به شدت مودبانه شد تا زمانی که او در انقلاب آمریکا به مردی قدرتمند تبدیل شد، در مستعمرات آمریکا به شخصی با ادب و مبادی آداب و اصول مشهور شد.

(منبع: هدف، برایان تریسی)