یک جمله ی قدیمی می گوید:

«شتر، اسبی ست که توسط یک گروه، طراحی شده است.»

اگر هدف از بازاریابی، آفرینش گاو بنفش است، این گاو باید دارای صفتی بالقوه و خاص باشد، مطمئنا مصالحه فقط می تواند شانس موفقیت شما را کاهش دهد. توافق کردن یعنی سمباده کشیدن بر لبه ی ناصاف، تا بتوان در حوزه های دیگر محصول را فروخت.

«وانیل» طعمی است که با بستنی سازگاری دارد، درحالی که «گردوی هابانورایی»، با طعم چیلی یا تند، این طور نیست. درحالی که ممکن است تعداد محدودی از افراد از بستنی وانیلی خوششان نیاید، افرادی هم در مناطقی هستند که به انواع گردو آلرژی دارند و یا نسبت به غذاهای ادویه دار، حساس هستند، یا حتی به شدت از خوردن یک قاشق بستنی امتناع می کنند.

گزینه ی مورد توافق برای جشن تولد بچه ها می تواند بستنی با طعم وانیل باشد، اما وانیل خسته کننده شده و شما با داشتن یک شرکت تولید وانیل و یا بستنی وانیلی نمی توانید به رشد و پیشرفت سریعی برسید.

تقریبا در هر بازاری این شکاف کسل کننده پر شده است. محصول با طراحی مناسب که باید به دست عمده ی افراد حاضر در بازار برسد، هم اکنون در بازار موجود است و جایگزین کردن آن، کاری بی نهایت دشوار است، زیرا محصولی که در شرایط کاملا بی ضرر قرار گرفته و نقش یک محصول اصلی و پیشرو را در بازار به عهده دارد توانسته بیشترین دارایی و سهم را از آن خود کند. چگونه شما می توانید پیش از یک نام تجاری پیشرو محصول خود را در بازار مطرح کنید؟

“رشد و پیشرفت واقعی، زمانی با یک محصول همراه می شود که آزاردهنده تلقی نشود و بسیار گران، ارزان، سنگین، پیچیده و ساده نباشد.”

البته آن قدر تعداد این بسیارها فراوان است که باید گفت از دید خریدار تنها عالی و یا در اوج بودن مهم است. کارآفرینان شرکت «بوت استرپینگ» اغلب در پایان صنایع موجود می ایستند، زیرا بازیگران حاکم در یک صنعت، یعنی همان تک روهای صاحب اختیار و امتیاز، آخرین بخشی هستند که دیده می شوند…

در چند سال گذشته، شرکت های پیشروی بازار شاید مالک قلمروی خود در داشتن گاو بنفش باشند، اما امروزه تقریبا همه ی آنها خود را با همان سوددهی مداوم و متوسط سازگار کرده اند. اساس شکست این شرکت ها در وابستگی به متوسط بودن نهفته است.

اگر کسی در شرکت شما درگیر ساخت گاو بنفش است، او را به حال خود بگذارید تا کارش را انجام دهد. بررسی ها و آزمایش های داخلی روی محصول کنونی را کنار بگذارید، به جای این کارها شخص مناسب تک رو را برگزینید و او را از مسیر (تکراری) جدا کنید تا کارش را انجام دهد.

 موتورولا و نوکیا

چه حدسی می زنید؟ امروزه تلفن های همراه، کسالت آور شده اند. تقریبا هرکسی که به تلفن همراه نیاز دارد، این تلفن ها را دارد. همچنین اغلب افرادی هم که خواستار این تلفن ها هستند، یکی از این نوع تلفن را دارند.

حالا شرکت هایی که این تکامل و تحول را ایجاد کرده اند یک مشکل دارند، اینکه گام و یا محصول بعدی چه باشد؟ چه تغییری در تلفن ایجاد کنند تا مردم وادار به توجه کردن شوند؟ آیا باز هم امکان دارد تلفن خاص و یا برتری ارائه دهند؟ آنچه که هر دو شرکت کشف کردند این بود که تلفن های کوچک دیگر چندان مورد توجه نیستند، بنابراین آنها به نوع جدیدی از این تلفن ها نیاز داشتند.

نوکیا تلفن همراهی به نام «ورتو» با قیمت ۲۱۰۰۰ دلار ارائه داد. این تلفن طوری طراحی شده بود که علاوه بر تلفن، یک تکه جواهر خارق العاده نیز باشد. هم زمان هر دو شرکت تلاش می کنند و امیدوارند تلفن های قابل عرضه ای ارائه دهند که به طور محسوسی ارزان قیمت باشد.

با روش و در جهتی کاملا متفاوت هر دو شرکت در حال تلاش و تقلا هستند که تلفن همراهی روانه ی بازار کنند که توانایی ارسال عکس هم داشته باشد. البته هم گیرنده و هم فرستنده مجبورند نوع مناسبی از تلفن را داشته باشند، گرچه این قسمت کار هم ممکن است خوب باشد. شاید حقیقت تلخ این است که امکان دارد این بار نسبت به پنج سال گذشته زمان بیشتری برای جلب توجه از سوی بازار صرف شود. گاو بنفش مزرعه را ترک کرده و شرکت های زیادی وجود ندارند که چاره ای برای حل این مشکل بیابند.

منبع: (گاو بنفش، اثر ست گادین)

تماس با مشاور

ارسال پیام به مشاور