از ژنرال دوایت دی. آیزنهاور بعد از حمله ی موفقیت آمیز به نورماندی در جنگ دوم جهانی، درباره ی جزئیات فرآیند برنامه ریزی برای این حمله سوال کردند. او گفت: “برنامه ها بی فایده بودند، اما برنامه ریزی ضرورت داشت.”

مطالعه ی برنامه و توجه کردن به همه ی عناصر کلیدی برنامه ی تجاری، از هر اقدامی در شروع کار مهم تر است. به همین دلیل است که الک مکنزی، متخصص مدیریت زمان، گفته است: “دست به کار شدن بدون برنامه ریزی، زمینه ساز اصلی همه ی شکست هاست.”

یکی از صاحب نظران ارتش می گوید: “هیچ برنامه ای حتی اولین برخورد با دشمن دوام نمی آورد.” از روز نخستی که عملیات واقعی خود را شروع می کنید، موقعیت همه روزه و حتی ساعت به ساعت تغییر می کند. به طوری که دیری نمی پاید برنامه غیر قابل استفاده می شود، اما این فرآیند برنامه ریزی است که بیشترین اهمیت را دارد. اسکات مک نیلی می گوید: “در شروع کارهای تجاری، مجبورید که هر سه هفته یک بار همه ی فرضیه های قبلی خود را به کنار بگذارید.”

همه ی اشخاص موفق برنامه های مکتوب دارند. دستاوردهای بزرگ انسانی، از ساختن اهرام ثلاثه بگیرید تا عملیات عظیم صنعتی، در زمانه ی ما در سایه داشتن برنامه های دقیق و جز به جز شخصی صورت خارجی پیدا کردند.

در واقع، هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی بشود، ده دقیقه در زمان اجرا صرفه جویی می کند. هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی بکنید، در وقت، پول و انرژی شما برای رسیدن به نتایج مطلوب صرفه جویی می کند. به همین دلیل است که گفته اند: “برنامه ریزی نکردن به معنای برنامه ریزی برای شکست است.”

برنامه ریزی در وقت و هزینه صرفه جویی می کند

مهم ترین علت شکست دست به کار شدن بدون برنامه ریزی است. اشخاصی که می گویند سرشان به قدری شلوغ است که فرصت برنامه ریزی از قبل را ندارند باید مهیای پذیرش اشتباهات غیر لازم و هدر دادن وقت، پول و انرژی باشند.

گفته می شود شروع هر برنامه ی تجاری، “رقابتی با زمان” است. از همان روز نخست، موسسات شرکت ها سعی می کنند برای باقی ماندن در فعالیت، درآمدی بیش از هزینه ها داشته باشند. اگر درآمد از هزینه بیشتر باشد، شرکت راه موفقیت را طی می کند و برعکس، اگر هزینه ها بر درآمد بچربند، دیری نمی گذرد که پایان کار و فعالیت رقم می خورد.

(منبع: هدف، برایان تریسی)

تماس با مشاور

ارسال پیام به مشاور